This option will reset the home page of this site. Restoring any closed widgets or categories.

بازنشانی

دکلمه شعرعلی کوچیکه توسط مرحوم خسروشکیبایی

نوشته‌شده در موضوع شعر و ادبیات در تاریخ ۸۷/۰۴/۲۸ توسط noonva

دانلود (راست کلیک ، save target as) شعر به علی گفت روزی مادرش با حجم ۵۰۰kB با صدای مرحوم شکیبایی ، همچنین متن شعر  از فروغ فرخ زاد رو می تونید از اینجا ببینید.
وبلاگ نون وا هم به نوبه خودش ضایعه درگذشت این هنرمند گرامی رو تسلیت میگه.

مطالب مرتبط:
+دانلود کتاب الکترونیکی چای با طعم خدا
+کوروش یغمایی زنده است!
+دکلمه شعر  کوچه با صدا فریدون مشیری
+دکتر شریعتی و وب دو

مشترک فید نون وا شوید تا نان را به درب منزلتان بفرستیم!

به اشتراک بگذارید:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • balatarin
  • donbaleh
  • E-mail this story to a friend!
  • frienffeed
  • mohandes
  • StumbleUpon
  • TwitThis
مشترک فید نون وا شوید تا همیشه مطالب در کوتاه ترین زمان به دست شما برسد. اگر نمی دانید فید چیست این مطلب را بخوانید
اشتراک از طریق ایمیل :

۵۳ نظر

  1. مجتبی می‌گه:

    واقعا شوکه شدم ، صبح که این خبر رو شنیدم باورم نمی‌شد
    خدا رحمتش کنه

    نمی‌دونم چی بگم
    در این جور مواقع همه می‌گن خیلی آدم خوبی بود

    ولی من می‌گم کلمات از نمی‌تونن توصیفش کنن

    خاطرات زیادی با خانه ی سبزش دارم

    بچگیمو با این سریال سر کردم

  2. چشم شیدا می‌گه:

    بازی های قشنگی داشت!

  3. [...] دکلمه شعرعلی کوچیکه توسط مرحوم خسروشکیبایی دانلود (راست کلیک ، save target as) شعر به علی گفت روزی مادرش با حجم ۵۰۰kB با [...] [...]

  4. دکتررضا کیخایی می‌گه:

    ناشکیبم از شکیبایی که رفت ناتوانم از توانایی که رفت اشک سارا برلب هامون عشق میروداز مرد بارانی که رفت خانهسبز دلم پزمرده شد ازغم ان روزگارانی که رفت شعرمن برکاغذبی خط گرسیت کیمیایی بود شکیبایی که رفت

    دکتر بسیار زیبا بود ، ای کاش آدرس وبلاگتون رو هم میزاشتین

  5. محسن می‌گه:

    تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند
    روحش شاد ولی ای کاش نزاد ایرانی آدما رو قبل از مرگشون یاد کنه
    چندی پیش رفتم سر مزار داوود اسدی واقعا خیلی چیزا اومد دستم
    یکیش این بود که ما ایرانیا چقدر نسبت به هنرمندامون بی غیرتیم
    حالا آقای شکیبایی هم مهمان همان سرای ابدی است

  6. شادی می‌گه:

    سلام،کاش جای آقای شکیبایی من می رفتم،خدا همیشه خوبارو می بره،کاش منه گنهکارو می برد.

  7. چشم شیدا می‌گه:

    من هنوز مشکل ورود به مدیریت رو دارم . وارد نمیشه! با فیلتر شکن هم که وارد میشم خیلی از گزینه ها غیر فعال مثلا آپلود عکس، ویرایش ابزارک ها ، تعیین دسته های مطالب و….
    اعصابمو خورد کرده نمی دونم چیکار کنم.؟!

    از اینجا وارد شود :
    http://m.wordpress.com/

  8. egez می‌گه:

    ممنون مشکلم حل شد تا حدود زیادی
    فقط این فیدی که من الان گذاشتم به لینک فید لینک نشده فقط عکسه!
    دقیقا همون کارههای که فرموده بودین رو انجام دادم.

  9. دل‌زده می‌گه:

    ممنون دست شما درد نکنه

  10. میلاد می‌گه:

    دشوارترین شبهای عمرم را در مرگ نابهنگام دوعزیز می گذرانم هنوز چیزی ازمرگ جاودانه صدای ایران ناصرعبداللهی نگذشته بودکه خبرمرگ یگانه بازیگر سینمای ایران دوباره من را شوکه کرد.این دنیا دروغی است به اندازه زندگی
    وتنها مرگ است که راست می گویدو چقدر مرگ به ما نزدیک است و آنوقت به یاد گناهانی که کردیم افتیم و چقدر زود فراموش می کنیم.یا علی

  11. هستی می‌گه:

    امیدوارم همه ی شما رو روبروی تالار وحدت ملاقات کنم تا همگی در این غم بزرگ کنار هم باشیم!!!!!امیدوارم روح خسرو شکیبایی برای همیشه شاد باشه ویادش تو همه ی دلها بمونه!!!

  12. روح اله می‌گه:

    یاد خسرو شکیبایی همیشه در دلهامیماند. هنرمندتوانایی بودوبسیارمهربان.
    دیگر چه گویم که هرچه گویم کم است……

  13. زهره می‌گه:

    سلام
    حال همه ما خوب است اما تو باور مکن
    دیگر صدای گرم و مهربانت را طنین انداز دلم نیست
    کجا رفتی و چه زود
    یادت گرامی
    عزیز شهر غریبم
    خداحافظ

  14. میثم می‌گه:

    واقعا از شنیدن خبرفوت آقای شکیبایی ناراحت شدم.ازته دل به خانواده آن مرحوم تسلیت می گویم.

  15. شیوا می‌گه:

    بچه تر که بودم یه شب خواب دیدم خسرو شکیبایی اومده مدرسه مون،کت وشلوار سفید پوشیده بود و چشاش مثل همیشه برق میزد اونقدر خوشحال بودم که دویدمو بغلش کردم،اونقدر آرزو داشتم این خوابم تعبیر بشه که نشد قسمت نشد خیلی دوسش داشتم خیلی زیاد

  16. مجتبی می‌گه:

    خدا رحمتش کنه واقعاً ناراحت شدم، این ضایعه بزرگ را به کلیه هنردوستان و دوستداران آن عزیر سفر کرده از صمیم قلب تسلیت میگویم و طلب مغفرت را برایشان خواستارم .

  17. hajieh می‌گه:

    واقعا خبرتکان دهنده ای بود ! اصلا فکر شو هم نمی کردم …. نمی دونم چرا وقتی خبر فوتشونو شنیدم یه لحظه بیشتز از همیشه از مرگ ترسیدم .

  18. مانیا می‌گه:

    وحشتناک بود اون نمونه بود نمونه…..با صداش آدمو مجذوب میکرد..

  19. انیتا می‌گه:

    واقعا حیف شد روحش شاد یادش گرامی باد.

  20. روشنک می‌گه:

    هیچ وقت اون شعرا و دکلمه های قشنگشو که با صدای مخملیش میخوند فراموش نمیکنم.تازه داشتم با شخصیتش ومنشش اشنا میشدم.خیلی بهش عادت کرده بودم.من دیشب تا صبح براش دعا خوندم وطلب امرزش کردم.از هر کسی که اینو میخونه خواهش میکنم برای شادی روحش سه بار فاتحه بفرسته.ممنون

  21. بنیامین می‌گه:

    من زمانی که این خبرو شنیدم مسافرت بودم و به خونشون که یه کوچه÷ایین تر از خونه ی ما بود فکر می کردم آخه چی شد که یه دفعه ای قهرمانی که از سه سالگی تا حالا باخانه ی سبزش منو میخکوب میکرد حالا دیگه بین ما نیست . به یاد خودش ، دکلمه هاش و بازیهاش دعا کنین.

  22. مرضیه می‌گه:

    سلام علیرضا
    دوستش داشتم..مخصوصا توی سریال خانه سبز!!
    چی بگم؟!!!

  23. حسین می‌گه:

    خسرو شکیبایی بزرگ به جایی جاودان می رود می دانم

  24. محمدومونا می‌گه:

    افسوس

  25. aMiN می‌گه:

    مرسی که لینک دادید
    منم الان به شما لینک دادم

  26. + خوشحال میشم که تو بلاگم میبینمتون :)
    + نمیدونستم،لینک آموزشش رو دارین ؟

  27. 000000000000 می‌گه:

    از”شکار”خسرو راشناختم واز”هامون” عاشقش شدیم.درسیروسلوکش همراه شدیم وبدنبالش پی گمشده هاش گشتیم .شدستاره سینمای ما.مثل قهرمانای دیگه نبود.انگارخودجنس سینمابود.پله پله بالا اومده بود.یکشبه نشده بودبازیگر.اگرازتنگناهای مالی جوونیهاش میگفت میفهمیدی که خسرو کی بود.روزهایی که توی استودیو شهاب ازصبح تاشب کنارگویندگان می ایستادتاصدای مهربانش پخته ودوست داشتنی تربشه.اونهم بدون صبحانه ونهار.خسرونمیخواست خودشو لوس کنه چون میدونست رفتنش خیلی شلوغترازبودنشه.میدونست همه دوستش دارن.خداحافظ حمیدآقای هامون.خداحافظ مردروزهای سخت هنروزندگی…

    خداحافظ همیشه سبز سبز سبز ….

  28. egez می‌گه:

    ممنونم واقعا
    فیدم درست شد

  29. افسانه می‌گه:

    از سال ۶۲ دو کس را یافتم : یکی با قصه هایش خواب را از چشمانم می رماند و دیگری با صدایش … که به صدای پای آب می ماند …یکی نام مستعارش خسرو نسیمی بود و دیگری نام حقیقی اش خسرو شکیبایی .
    از این دو تن هیچگاه منصرف نشدم تا اینکه روزی آن اولی شعر گفت و این دومی خواند .حالا دیگر کشف کرده بودم که آن اولی علی صالحی نام دارد و دیگر مطمئن شده بودم که دومی چه نام دارد. حاصل کاستی شد که هر شب خستگی های روزم را با آن به در می کردم .امشب هنوز او را ـ آن دومی را به دستان هرز خاک نداده اندـ هنوز در همین نزدیکی هاست …دلم می خواهد فریاد بکشم و از او به خاطر همة آن مرهمهایی که بر دل ریشم نهاد تشکر کنم !سپاس تو را ای خسرو خوبان!

  30. lili می‌گه:

    باورم نیست که دیگر نیستی….باورم نیست که چشمان بستی…. روحت شاد

  31. [...] دکلمه شعرعلی کوچیکه توسط مرحوم خسروشکیبایی دانلود (راست کلیک ، save target as) شعر به علی گفت روزی مادرش با حجم ۵۰۰kB با [...] [...]

  32. این صداش چقدر سوز داشت!

  33. دوشیزه شین می‌گه:

    خدا رحمتش کنه.
    مردم خیلی دوستش داشتند.من این را الان فهمیدم.

  34. Mohammadreza می‌گه:

    سلام نون وا جان. امیدوارم این آخرین باری باشه که واسه مراسم ختم و رحلت و اینا نون میپزی. خدا بیامرزدش

  35. بهاره می‌گه:

    عاشق بود…دوسش داشتم…خیلی…

  36. niloofar می‌گه:

    نمیدونم چی بگم فقط می تونم بگم خسرو مهم نیست که خونه ات سبز باشه یا ابی ویا صورتی مهم اینه که دل سبز داشته باشی که تو داشتی

    خانه ات سبز سبز سبز

    یادش گرامی وروحش شاد

  37. NASY می‌گه:

    وحش قرین شادی و رحمت و آرامش

  38. egez می‌گه:

    این پستت ترکونده ها
    ایول

  39. حمید یزدی 574 می‌گه:

    فکرکنیدجز عشق چیزدیگه ای هست که قدرت داشته باشه اینطور یکی رو تو دلها جا بده،البته من به خودم اجازه نمیدم راجع به این والامقام اظهارنظرکنم،ولی بارها به نظرم رسیده بود که با تک تک سلولهای بدنش بازی میکردواحساسشو تمام وکامل القاء میکرد.روحش شاد

  40. ARSHIA می‌گه:

    وقتی پیام تسلیت زیرنویس شد منتظر بودم اسم هنرمند رو ببینم.ولی نام رو که دیدم باورم نمیشد
    روحش شاد.خدا بیامرزدد

  41. طاهره می‌گه:

    وقتی خبرمرگ خسروشکیبایی به دستم رسید مسافرت بودم وخطم چون ایرانسل بود سه روز بود که آنتن نمی داد .دقیقا ته یه دره بودم که امکان آنتن دهی صفربود وراه روهم گم کرده بودم ..که شوهرم پیام داد..خسروشکیبایی درگذشت..اصلا نمی دونم توی اون دره چطور این پیام بهم رسید..ودیگر هیچ ارتباطی بین من وبقیه همراهانم برقرارنشد تاراه روپیداکردم وبه خونه رسیدم..
    فقط وقتی رسیدم ته قلبم فشارشدیدی رواحساس میکردم که فقط باگریه آروم شد..همه فکرکردند چون گم شدم گریه کردم ..اما یه احساس می گفت خسروشکیبایی رفت..به همین سادگی

  42. سرخ آبی می‌گه:

    خدابیامرزتش، هنوز باورم نمی شود ، هنوز بغضی در گلویم سنگینی می کند.
    تسلیت بسیار به خانوادهاش.

  43. الهام می‌گه:

    به خدا باور نمیکنم او رفته است.خوابش را دیدم باهاش حرف زدم و بعد گریه……………!!!!!!!

  44. سلام دوست عزیز خسته نباشی ..
    ممنونم بخاطر پست زیبات مرسی

  45. علی می‌گه:

    ای که بی تو خودمو تک وتنها می بینم , هر جا که پا میگذارم تو رو اونجا می بینم, یاد تو هرجا که هستم با منه , داره عشقت منو آتش میزنه
    درگذشت خسرو شکیبایی(حمید هامون) رو به همه تسلیت میگویم

  46. گلناز می‌گه:

    منو یاد بابام میانداخت باورم نمیشه توی مرداد ماه خدا۲تا از عزیزهام رو ازم بگیره شکسبایی در حد واقعی دوست دارم هنوز

  47. گلناز می‌گه:

    هر چقدر گریه میکنم خالی نمیشم خدا به خانوادش صبر بده من که هنوز بی قرارم صدای قشنگش هنوز توی گوشم خانواده ی شکیبایی من رو توی غم بزرگتون شریک بدونید

  48. گلناز می‌گه:

    نمیتونم بگم چقدراما باباهاهرچقدرهم پیر باشن مردن واسشون زود خسرو شکیبایی روحت شاد

  49. حمید رضا قیراط می‌گه:

    حال همه ما خوب است .

    اما تو باور نکن ری را جان !….

  50. سیاوش می‌گه:

    دلم گرفته است
    دلم گرفته است
    کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
    کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
    پرواز را به خاطر بسپار
    پرنده مردنی ست…
    خدا رحمتش کنه
    کاکوی شیرازی فیلم شکار همیشه یادت تو دلمونه
    فراموشت نمیکنیم.

  51. مهدی می‌گه:

    سلام

    اول یه درود دارم به عزیزی خودش و دوم سلامی دوباره به دوستدارانش ، روزی که در کوچه پس کوچه های خاکی با هزاران ترنم پیداش کردم با صدای زیبایش در نامه ها بود آنقدر گوش دادم ، آنقدر گوش دادم که لذت زندگی برام چندین برابر شده بود ، شده است .
    ایشان را دوست دارم به خاطر اینکه تو جسم خاکی دریایی از انسانیت گسترانیده بود ، مهربون ، زلال چون قطرات باران ، سرسبز چون گل های وحشی کوهستانی که بیشتر اوقات مهمانش هستم ، خدایش بیامرزد

    روزگاری می سرودم ، می نوشتم ، می نگاشتم ،و می نگارم اما شاید بدون شکیبایی هیچ گاه لذت واقعی کاغذ نوشته هایم را درک نمی کردم ، سادگی این چند کلمه هم تقدیم به مادرم و او که باران مرداد لطافت جسمشان را با خود برد و زلالی روحشان را برایم به یادگار گذاشت.

    ***

    زندگی سهم مرا دوخت به تکه نانی از گندم

    که به آوازمهربانی

    در گردش حزن آلود اجاق جان می یافت

  52. امین می‌گه:

    این جهان مانند موج ، نقش ما چون ردپا ، لحظه ای مهمان این هستی ده هستی ربا .

  53. میلاد رضایی می‌گه:

    “سلام خسرو جان
    بی‌خبر گذاشتی و رفتی. بدون خداحافظی!
    دو هفته پیش هم که …”

    نامه استاد رضا کیانیان به خسرو شکیبایی عزیز رو اگه نخوندین به این آدرس برین. خیلی قشنگ نوشته
    http://www.ieazerdalim.blogfa.com/post-98.aspx

پاسخ دهید