از طرف sad-eye به یک بازی وبلاگی دعوت شدم ، که انجامش میدم:
اگه بهم خبر بدن که ۲۴ ساعت بیشتر زنده نیستم ، اگر همون لحظه از شنیدن خبر سکته نکردم و یا به کما نرفتم ، و یا اون قدر گریه نکردم که خفه بشدم ، احتمالا میرم سراغ هر کسی که میشناسم و ازشون طلب آمرزش می کنم ، بدون شک یک شعر هم خواهم سرود! همیشه یک غم بهانه ای برای سرودن بوده ، و چه بهانه ای بهتر از این! همین الان می تونم یه بیتش رو بگم : ” آخر نامه می نویسم خدانگهدار ، با نوشتنش واسه همیشه میرم از یاد ” (اسمایلی نکنه ۲۴ ساعت بیشتر زنده نیستم!) بعدش میام اینترنت و خبر مرگم رو به اینجا میدم ، فکر می کنم اون روز نون وا پربازدیدترین وبلاگ در وبلاگستان فارسی بشه ، فرندفید پر میشه از کاربرانی که لینک های منو لایک می زنن و بعد دوباره اون خارجیه دکتر مزیدی رو اسپم میشناسه ! ، در تویتر فالوهای من همون ۱۰۰ نفر می مونن اما فالو کنندگان به هزار می رسن ، خوشمزه پر میشه از لینک های وبلاگ من ، بعد پایین هر لینک از وبلاگ من توی خوشمزه با رنگ قرمز پر رنگ می نویسه ۱۰۰۰ نفر دیگه هم این لینک رو به خوشمزشون افزودن! پلارک که دچار رکود بود ناگهان رونقی مثل تویتر میگره و همه علاقه مند به دنبال کردن من میشن ، در وردپرس رتبه اول رو کسب می کنم ، در یوتیوب و فلیکر اتفاقی نمی افته چون تصویری از من در اختیار نیست ! همه مشتاق میشن در فیس بوک من رو بیشتر بشناسن (این یه مورد رو ولی من مشتاق نیستم!)، اما جایزه پرشین بلاگ از سال آینده هم میشه تندیسی از هیدر وبلاگ من و … تو همین لحظه هاست که مادرم منو از خواب بیدار می کنه میگه ذلیل مرده مگه تو فردا امتحان نداری؟!
مشترک فید نون وا شوید تا نان را به درب منزلتان بفرستیم!











